دفعه ی قبل انگار من زيادی نقش منفی شدم هی گفتم ثروت خوبه٬‌پول خوبه٬ ثروت نباشه هيچی به درد نميخوره....( همچينم بيراه نگفتم!‌ ) ولی بابا اونقدرام که اومدين شاکی شدين پولکی (؟!) نيستم که همه چيزو با ثروت بسنجم. گمونم ديگه اونايی که منو تو اين يه سال و خورده ای ميشناسن بايد فهميده باشن که بين علم و ثروت و عشق و قدرت ( که الان «عقل» رو هم بهش اضافه ميکنم!‌) به بقيه بيشتر از ثروت اعتقاد دارم.

 درس خوندن رو جدآ خيلی دوست دارم(نمونه ش اينکه هميشه موقع امتحانا دست به دعا ميشم!!). به عشق و محبت و دوستی و عاطفه هم خيلی اعتقاد دارم٬‌ اينو هم تقريبا همه ميدونن!! قدرت طلب هم هستم٬‌عشق مديريت و مايکروسافت و بيل گيتس و اين چيزا هم منو خفه کرده!!( يکی يه دفعه اومد بهم گفت : سيما گيتس!!13.gif  خدايی خيلی باهاش حال کردم!! 07.gif05.gif) تازه جديدا هم يه فيلمی ميديدم طرف توی « ناسا » کار ميکرد‌ و ......07.gif  به سرم زد اونجا کار کردن هم بد نيستا!!!26.gif ( ديگه خيلی پررو شدم!!) ....طبيعيه که اگه همه ی اينا باشه٬‌ثروت هم خود بخود دنبالش مياد. بازم ميشه همون قضيه ی خدا و خرما ....

ولی خب بازم که فکر ميکنم ميبينم اونقدرا هم خوب نيست آدم همه چيزو باهم داشته باشه٬‌ چيزی که اول نوشته ی قبل هم گفتم ولی کمتر بهش توجه شد. هيچکس بدش نمياد شب بخوابه صبح بيدار شه ببينه توی قصر نشسته! ولی بعدش چی...؟؟ يه جور بی انگيزگی بی انگيزگی به آدم دست ميده. به نظرم آدم هميشه بايد يه چيزی بخواد که برای بدست آوردنش تلاش کنه٬‌حالا اين هدف ميتونه مدرک تحصيلی بالا باشه٬ يا ثروت زياد٬ يا کسی که دوستش داره يا مديريت يه شرکت بزرگ! به هر حال بريا بدست آوردن همه شون بايد تلاش کرد.( حالا من که همه ی اينا رو باهم ميخوام چه خاکی بايد به سرم بريزم؟؟!32.gif ) .....

و اين داستان همچنان ادامه دارد..... و ما هم برای گردش و تعطيلات نه تنها گوا نرفتيم بلکه توی خونه نشستيم و يه پا آشپز ماهر شديم بس که همه صبح رفتن سر کارشون و ظهر گرسنه برگشتن خونه!!

             **********************************************

 شنيدم اين روزا توی ايران هوا خيلی سرد شده٬ بعضی جاها حتی به ۳۰ درجه زير صفر هم رسيده. صحبت از برف و سرما واسه من که اينجا در سال يه تيکه ابر هم توی آسمون نميبينم خيلی دوست داشتنی و دلنشينه. ولی واسه اونايی که الان توی بم و روستاهای اطرافش تو اين هوای سرد زير يه چادر بدون هيچ گرم کننده ای مجبورن زندگی کنن فکر نميکنم خوشحال کننده باشه... الان حدودا يک سال از زلزله ی بم ميگذره و همچنان تعداد زيادی بی سرپناه موندن. شنيدن اين اتفاقات باعث ميشه هم خدا رو شکر کنم واسه خيلی چيزايی که دارم و دعا برای کسانيکه اون خيلی چيزا رو ندارن و افتخار به آدمهايی که با وجود اينهمه مشکلات توی ايران هنوزم به خاطر مردم کار ميکنن.....

 

/ 0 نظر / 12 بازدید